تبریز از نگاه اوژن فلاندن

تبریز از نگاه اوژن فلاندن؛ شهری که در قاب یک نقاش ماند

تبریز را میتوان از راههای گوناگون شناخت؛ از کتابهای تاریخ، از سفرنامهها، از بناهایی که هنوز در گوشهوکنار شهر باقی ماندهاند و حتی از خاطرات مردمانی که نسل به نسل از این شهر گفتهاند.
اما گاهی یک شهر را باید از نگاه کسی دید که قرنها با آن فاصله دارد.
در این مقاله از CABSA Gallery نگاهی داریم به تبریز از نگاه اوژن فلاندن؛ شهری که او نزدیک به دو قرن پیش دید و با قلم خود ثبت کرد. از ارگ علیشاه و مسجد کبود تا دروازهها و خانههای شهر، طراحیهای فلاندن بخشی از سیمای تبریز را حفظ کردهاند؛ سیمایی که امروز بسیاری از جزئیات آن دیگر در شهر دیده نمیشود
تبریز از نگاه اوژن فلاندن؛ شهری که در قاب یک نقاش ماند

اوژن فلاندن، نقاش و باستانشناس فرانسوی، در نیمه نخست قرن نوزدهم به ایران آمد. او در جریان سفر خود، همراه پاسکال کوست، معمار فرانسوی، از شهرهای مختلف ایران دیدن کرد و آنچه را میدید با قلم و رنگ ثبت کرد. حاصل این سفر بعدها در مجموعهی ارزشمند Voyage en Perse منتشر شد؛ مجموعهای شامل نوشتهها، نقشهها و شمار زیادی تصویر از بناها و مناظر ایران.
در میان این تصاویر، تبریز جایگاه قابل توجهی دارد.
تصاویر فلاندن برای ما فقط آثار یک نقاش اروپایی نیستند. آنها بخشی از چهره تبریز در حدود سالهای ۱۸۴۰ و ۱۸۴۱ را پیش چشم میآورند؛ شهری که بسیاری از بناها و فضاهای آن امروز تغییر کردهاند یا دیگر وجود ندارند.
شاید همین فاصله زمانی است که نگاه کردن به آثار فلاندن را برای یک تبریزی جذاب میکند. در تصویر او، شهر آشناست و در عین حال غریب.
فلاندن و سفر به ایران
اوژن فلاندن در سال ۱۸۳۹ همراه پاسکال کوست به هیئت سفارت کنت دو سرسی پیوست و راه ایران را در پیش گرفت. مأموریت آنان تنها یک سفر معمولی نبود. بناها، آثار تاریخی، معماری و مناظر ایران بخشی از موضوع مطالعات و ثبتهای آنان بود.
فلاندن نقاش بود و همین نکته در شیوه کار او اهمیت دارد.
او شهر را فقط از روی نوشتهها نمیشناخت؛ مقابل بنا میایستاد، نسبت ساختمان با محیط را میدید و آنچه را در برابرش بود روی کاغذ میآورد. در نتیجه، آثار او گاهی اطلاعاتی در خود دارند که در یک شرح تاریخی کوتاه نمیتوان پیدا کرد.
تبریز نیز در ادامه همین سفر وارد دفتر طراحی او شد.
در آن زمان، تبریز یکی از مهمترین شهرهای ایران بود؛ شهری که موقعیت جغرافیاییاش آن را به راههای تجاری و ارتباطی مهم پیوند میداد و از نظر سیاسی نیز اهمیت فراوانی داشت.
تبریز؛ شهری که فلاندن دید

وقتی به تصاویر فلاندن از تبریز نگاه میکنیم، نخستین چیزی که جلب توجه میکند، حضور شهر در دل منظره است.
بناها تنها نیستند. آدمها، حیوانات، مسیر آب، کوهها و فضای باز اطراف بنا نیز در تصویر حضور دارند.
این موضوع ارزش آثار او را بیشتر میکند. برای مثال، یکی از شناختهشدهترین نماهای تبریز، مسجد صاحبالامر را در ارتباط با فضای اطراف و رودخانه نشان میدهد. چنین تصویری دیگر فقط یک مطالعه معماری نیست؛ بخشی از زندگی روزمره شهر را نیز در خود ثبت کرده است.
در اینجا فلاندن، تبریز را همچون یک بنا نمیبیند؛ بلکه آن را به صورت یک فضای زنده ترسیم میکند.
و شاید همین نکته است که باعث میشود هنوز بتوان با این تصاویر ارتباط برقرار کرد.
ارگ علیشاه؛ شکوهی که فلاندن ثبت کرد

در میان تصاویر فلاندن از تبریز، ارگ علیشاه جایگاه ویژهای دارد.
امروز ارگ علیشاه یکی از شناختهشدهترین نشانههای تاریخی تبریز است؛ اما تصویری که فلاندن از بقایای آن در حدود سال ۱۸۴۰ ثبت کرده، با تصویری که امروز از ارگ در ذهن داریم تفاوت دارد.
او با بنایی روبهرو بود که بخشهایی از آن ویران شده بود، اما هنوز عظمت و مقیاس معماری آن بهروشنی قابل تشخیص بود.
در مجموعهای که موزه Rijksmuseum از آثار فلاندن نگهداری میکند، یکی از چاپها دو نمای تبریز را کنار هم نشان میدهد: در بخش بالایی دروازه شهر و در بخش پایینی بقایای کاخ و Arg-e Ali Shah. این اثر به مجموعه Perse moderne تعلق دارد.
ارگ علیشاه از این جهت برای مقاله ما اهمیت بیشتری پیدا میکند که تصویر فلاندن، بنا را پیش از بسیاری از تغییرات و اتفاقات بعدی ثبت کرده است.
وقتی به آن نگاه میکنیم، دیگر فقط با یک بنای تاریخی روبهرو نیستیم؛ با بخشی از سیمای تبریز در قرن نوزدهم مواجهیم.
فلاندن بدون آنکه بداند، تصویری از شهری را برای آینده نگه داشت که بعدها چهرهاش تغییر کرد.
دروازه شهر؛ نخستین تصویر از تبریز

دروازههای شهرهای قدیم تنها یک عنصر معماری نبودند.
برای مسافری که از راهی دور به شهر میرسید، دروازه نخستین نشانه ورود به تبریز بود؛ مرزی میان جاده و شهر.
فلاندن یکی از دروازههای تبریز را نیز در سال ۱۸۴۰ طراحی کرد. نسخه موجود از این اثر در منابع آرشیوی با عنوان City Gate, Tabriz ثبت شده و منبع آن Voyage en Perse، چاپ Gide et Baudry، معرفی شده است.
در تصویر، دروازه در کنار آدمها و حیوانات قرار گرفته و همین حضور کوچک انسانها به ما کمک میکند اندازه و مقیاس بنا را بهتر درک کنیم.
امروز ممکن است نام این دروازه برای ما صرفاً یک عنوان تاریخی باشد؛ اما در طراحی فلاندن، هنوز بخشی از زندگی روزمره شهر جریان دارد.
خانه حسینخان؛ تبریز در زندگی روزمره

در تاریخ معماری، معمولاً بناهای باشکوه بیشتر مورد توجه قرار میگیرند؛ مسجدها، کاخها، دروازهها و ساختمانهایی که نامشان در کتابها باقی مانده است.
اما برای شناخت یک شهر، خانهها اهمیت دیگری دارند.
فلاندن تصویری از خانه حسینخان در تبریز نیز ثبت کرده است. این اثر با تاریخ ۱۸۴۰ و با عنوان House Hussein Khan, Tabriz در مجموعههای تصویری مربوط به Voyage en Perse شناخته میشود.
ارزش چنین تصویری شاید در نگاه نخست کمتر از نمای یک بنای مشهور باشد، اما برای شناخت سیمای شهری تبریز بسیار مهم است.
خانه به ما درباره شیوه معماری، تناسبات، ورودی و رابطه ساختمان با فضای پیرامونش اطلاعات میدهد؛ چیزهایی که در روایتهای تاریخی معمولاً کمتر به آنها پرداخته میشود.
فلاندن در اینجا نیز بهجای آنکه تنها یک بنا را به عنوان «اثر تاریخی» ثبت کند، بخشی از زندگی معماری شهر را پیش روی ما گذاشته است.
مسجد کبود؛ تصویری از یک بنای آسیبدیده

مسجد کبود یکی از مهمترین بناهای تاریخی تبریز است؛ بنایی که تاریخ آن با آسیبهای طبیعی و دگرگونیهای متعدد گره خورده است.
فلاندن نیز وضعیت مسجد کبود را در سفر خود ثبت کرد.
تصویر او از مسجد، با آنچه امروز پس از مرمتها میبینیم تفاوت دارد. در اینجا شاید مهمترین نکته، همین وضعیت بنا باشد: آنچه فلاندن دیده، تصویری از مسجد در یک مقطع تاریخی مشخص است.
به همین دلیل، تصویر تاریخی او را نباید فقط یک اثر هنری دانست. این تصویر برای مطالعه تاریخ معماری تبریز نیز ارزش دارد.
در فهرست تصاویر مربوط به تبریز، اثر فلاندن با عنوان Ruins of Blue Mosque, Tabriz ثبت شده است.
تبریز؛ شهری در مسیر رفتوآمد
تبریز در دوره قاجار شهری منزوی نبود.
موقعیت جغرافیایی آن، نزدیکی به قلمرو عثمانی و ارتباط با مسیرهای قفقاز، باعث شده بود که شهر جایگاه مهمی در رفتوآمدهای تجاری و سیاسی داشته باشد.
برای مسافری مانند فلاندن، تبریز بخشی از یک مسیر طولانی بود؛ اما برای خود شهر، این رفتوآمدها بخشی از زندگی روزانه محسوب میشد.
این تفاوت نگاه جالب است.
فلاندن از بیرون وارد شهر میشود و آن را مشاهده میکند؛ مردم تبریز اما در همان لحظه، زندگی معمول خود را ادامه میدهند.
شاید به همین دلیل حضور آدمها در طراحیهای او اهمیت پیدا میکند. آنها فقط برای کامل کردن تصویر نیستند؛ نشانهای هستند از اینکه این بناها در یک شهر زنده قرار داشتهاند.
یک نکته درباره نگاه فلاندن
در خواندن آثار فلاندن باید یک فاصله کوچک میان خودمان و تصویر او حفظ کنیم.
فلاندن یک نقاش و باستانشناس فرانسوی بود، نه یک تاریخنگار ایرانی. او ایران را با تجربه، دانش و نگاه فرهنگی خودش میدید.
بنابراین طراحیهایش را نباید تصویری کاملاً بیطرف از ایران دانست.
هر هنرمند هنگام ثبت یک شهر انتخاب میکند: چه چیزی در تصویر باشد، از چه زاویهای دیده شود، چه اندازهای داشته باشد و چه چیزی در بیرون قاب باقی بماند.
این مسئله درباره فلاندن نیز صدق میکند.
با این حال، همین نگاه شخصی ارزش آثار او را از بین نمیبرد. برعکس، به ما امکان میدهد همزمان دو چیز را ببینیم: تبریز آن روزگار و نگاه یک هنرمند اروپایی به آن.
این دو همیشه دقیقاً یکسان نیستند.
و شاید همین تفاوت، آثار فلاندن را برای امروز خواندنیتر کرده است.
از طراحی روی کاغذ تا کتاب
آنچه فلاندن و پاسکال کوست در ایران دیدند، پس از بازگشت به فرانسه در قالب مجموعهای گسترده منتشر شد.

عنوان کامل اثر، Voyage en Perse de MM. Eugène Flandin, peintre, et Pascal Coste, architecte… است. ایرانیکا این مجموعه را شامل یک جلد متن و اطلس چهارجلدی معرفی میکند و انتشار آن را در فاصله ۱۸۴۳ تا ۱۸۵۴ ثبت کرده است. کتابشناسی Persée نیز نسخههای مختلف این اثر را در همین دوره ثبت کرده است.

به این ترتیب، طراحیهایی که زمانی در برابر بناهای واقعی ایران شکل گرفته بودند، از کاغذهای سفر جدا شدند و وارد کتاب شدند.

تبریز نیز از همین راه بخشی از چهره خود را به بیرون از ایران برد.

امروز نسخههای چاپی این آثار در مجموعههای مختلف موزهای نگهداری میشوند. برای نمونه، Rijksmuseum اثری از فلاندن را ثبت کرده که دو نمای تبریز، از جمله دروازه شهر و بقایای ارگ علیشاه، در آن دیده میشود.
تبریزی که در قاب فلاندن باقی ماند
امروز فاصله ما با تبریزی که فلاندن دید، نزدیک به دو قرن است.
شهر تغییر کرده، بناها آسیب دیدهاند، بعضی ساختمانها از میان رفتهاند و خیابانها شکل دیگری پیدا کردهاند.
اما در میان خطوط طراحیهای فلاندن هنوز میتوان نشانههایی از آن شهر را پیدا کرد؛ ارگ علیشاه، دروازه شهر، خانههای قدیمی، مسجد صاحبالامر و مسجد کبود.
ارزش این تصاویر فقط در قدیمی بودنشان نیست.
آنها به ما اجازه میدهند برای چند دقیقه، تبریز را از زاویهای ببینیم که دیگر امکان تکرارش وجود ندارد.
فلاندن احتمالاً نمیدانست که طراحیهایش روزی برای مردم همان شهر، به پنجرهای رو به گذشته تبدیل خواهد شد.
اما امروز چنین است.
در یکی از آن تصاویر، آدمی کنار آب ایستاده، اسبی از برابر بنا میگذرد و در دوردست، کوهها شهر را احاطه کردهاند.
تبریز هنوز همانجاست؛
فقط زمانی که فلاندن دید، دیگر برنمیگردد.
منابع
منابع اصلی
1. Flandin, Eugène & Coste, Pascal. Voyage en Perse de MM. Eugène Flandin, peintre, et Pascal Coste, architecte, attachés à l’ambassade de France en Perse pendant les années 1840 et 1841. Paris: Gide et J. Baudry, 1843–1854.
2. Flandin, Eugène. Voyage en Perse، بخش مربوط به Perse moderne و مجموعه لوحها و تصاویر تبریز.
منابع پژوهشی
3. Calmard, Jean. “Flandin and Coste.” Encyclopaedia Iranica, Vol. X. این مدخل از منابع معتبر برای اطلاعات مربوط به سفر فلاندن و کوست به ایران و انتشار Voyage en Perse است.
4. مجموعه Rijksmuseum، آثار اوژن فلاندن مربوط به تبریز، از جمله نمای دروازه شهر و بقایای ارگ علیشاه.
5. مجموعه Wikimedia Commons، نسخههای دیجیتال آثار فلاندن با مشخصات کتابشناختی Voyage en Perse؛ از جمله City Gate, Tabriz و House Hussein Khan, Tabriz.
منابع فارسی پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
• فلاندن، اوژن. سفرنامه اوژن فلاندن به ایران، ترجمه فارسی.
• مشکور، محمدجواد. تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری.
• کارنگ، عبدالعلی. آثار باستانی آذربایجان؛ آثار و ابنیه تاریخی شهرستان تبریز.
• شهریار عدل و پژوهشهای مربوط به تاریخ و معماری آذربایجان برای مطالعه تکمیلی درباره آثار تاریخی منطقه.
